خرید بک لینک
تصور دیگران را زندگی نکنید:

ما انسانها گاهی آنقدر بخاطر دیگران زندگی می کنیم که فراموشمان می شود خوشبختی چیست و کجا باید دنبال آن باشیم، چگونه باید زندگی و هزینه کنیم، با چه کسانی معاشرت کنیم؟...
داستانی کوتاه از شیوانا به خوبی نشان می دهد که دیگران چقدر برای شما، افکار و رفتارتان ارزش قائل هستند:

زنی با چند بچه قد و نیم قد نزد شیوانا آمد و به او گفت: "شوهرم دامدار است و درآمد خوبی دارد. اما به جای اینکه ثروتش را خرج تغذیه و رفاه همسر و کودکانش کند خرج لباس و اسب و تجملات خودش میکند و دایم سعی میکند با پول ریختن به پای دوست و آشنا به آنها ثابت کند که از لحاظ مالی وضعش عالی است و از بقیه جلوتر است."
شیوانا با تعجب گفت: "این آدمهایی که شوهرت پولش را برای آنها خرج میکند از احوال و تنگدستی شما باخبرند؟"
زن سرش را پایین انداخت و گفت: "آری آنها گاهی به در منزل میآیند و وضع من و بچهها را از نزدیک میبینند. اما هیچ نمیگویند و میروند. انگار فقط همسرم را قبول دارند."
شیوانا لبخندی زد و به زن گفت که به منزل برود.
روز بعد شیوانا سراغ شوهر زن را گرفت. مردی را نشانش دادند با لباسی شیک و گرانقیمت که در غذاخوری دهکده جشن گرفته است. شیوانا به آنجا رفت و کنار مرد نشست و آرام در گوش او گفت: "همه اهل دهکده میدانند!؟"
مرد باتعجب گفت: "چه چیزی را؟"
شیوانا دوباره آهسته گفت: "اینکه زن و بچه تو در منزل دچار فقر و تنگدستی هستند و این حرکات تو نمایشی و ظاهری است."
مرد با عصبانیت گفت: "این غیرممکن است! هیچکس نمیداند. من دارم پول خرج میکنم. این نشانه ثروتمندی و دست و دلبازی من است!"
شیوانا با لبخند رو به حاضران کرد و گفت: "دوستان مردی را میشناسم که فقط به ریخت و لباس خودش میرسد و حاضر است پول و ثروتش را برای غریبهها خرج کند اما از تامین نیاز ابتدایی خانوادهاش سر باز میزند. به نظر شما باید با چنین مردی چگونه برخورد کرد؟"
آدمهای حاضر در میهمانی با پوزخند گفتند: "او آدم سادهلوحی است. باید پولش را گرفت و از او تا توانگر است استفاده کرد. نباید به او دل بست چون کسی که به خانواده خودش رحم نکند مطمئنا با دوستانش هم مهربان نخواهد بود."
شیوانا آهسته در گوش مرد گفت: "دیدی آنها خوب میدانند!"
میگویند از آن روز به بعد مرد دامدار دست از رفیقبازی برداشت و خانوادهاش را تامین کرد. چند ماه بعد گذر شیوانا به همان میهمانخانهای افتاد که دوستان قدیمی مرد دامدار همیشه اطراق میکردند. از آنها سراغ مرد دامدار را گرفت. آن دوستان با پوزخند گفتند: "از آن روزی که فهمید ما میدانیم واقعیت چیست دیگر سراغمان نمیآید و سرش گرم خانوادهاش شده است. حیف شد که او را از دست دادیم. اصلا نفهمیدیم به یکباره چه اتفاقی افتاد؟"
شیوانا لبخندی زد و گفت: "هیچ اتفاقی! او فقط چشمانش باز شد و فهمید که چیزی برای مخفی کردن ندارد و همه میدانند حقیقت زندگی او چیست. تا قبل از آن گمان میکرد شما تصور دیگری از او دارید و به خاطر حفظ این تصور پول خرج میکرد. اما از لحظهای که فهمید همه حقیقت را میدانند فهمید که تصوری که در ذهن خود دارد در ذهن دیگران نیست و آنها چیزهایی که او سعی میکند مخفی کند را بسیار کامل میدانند. او شما را رها کرد چون فهمید همه چیز را میدانید. ارزش نقش بازی کردنهایش با این فهمیدن به یکباره فرو ریخت و او همانی شد که باید میبود."

در زندگی همواره تلاش کنید خودتان باشید، برای خودتان زندگی کنید و هرگز برای حفظ خشنودی دیگران خود را به زحمت نیندازید.
رعایت این اصل مهم هم در زندگی شخصی و هم در کاروکسب بسیار توصیه می شود.

برچسب: برای خودتان زندگی کنید,برای خود زندگی کنید, نویسنده: نیکی یوسفی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 4:48

صفحه بندی